گفتاري ازحاج‌اسماعيل‌دولابي

گفتاري ازحاج‌اسماعيل‌دولابي

خداوند برای شما خیلی قیمت قائل شده است . فقط خدا می داند عباد و خلقش چقدر قیمت دارند . مگر اینکه خدا به ما قیمت خودمان را بفهماند . کوزه گری که کوزه را ساخته است می داند چقدر تمام شده است . صانع این بشر می داند این بشر چقدر می ارزد . خداوند انسان را به قاعده آفریده است و فرموده است : تمام ماسوا را برای تو خلق کردم و تو را برای خودم آفریدم . این قیمت انسان است . چرا انسان عبد غیر خدا شود و خود را ذلیل کند ؟!
 
« إصطَنعتُکَ لِنَفسی » ؛تو را برای خودم آفریدم . یعنی برای صفات و اخلاق و کردار خودم . تو را هم اخلاق خود گردانم . عبد دنیا نباشید ، عبد آخرت باشید ! مولا امیرالمؤمنین (ع) فرمود : « الدُّنیا و الاُخرةُ هُما ضَرَّتان وَ هُما بِمَنزِلَة المَشرِقِ وَ المَغرِبِ » ؛ یعنی دنیا و آخرت هوو هستند ، اگر کسی عبد یکی باشد عبد دیگری نمی شود .
 
عشق‌بازي با ذات خود
ما قاصد هستیم. مقصدی داریم. انبیا هم قاصدند. آمدند به ما خبر دادند و ما را هم راه انداختند. اما مقصد کجاست؟ مقصد در ذات خود شماست. همان چراغ، همان نور. قشنگ با آن ها تماس بگیر!
 
اگر کسی می خواهد عشق بازی هم بکند با آن بکند؛ با ذات خود. آن جا بنشین ببین با تو چه کار می کند. جایی خلوت سر جانماز می نشینی او شما را در بغل می گیرد، بلکه شما او را در بغل می گیری. آن نور می آید و شما او را در بغل می گیری آن گاه انسان خودش را رها میکند تا هر جا که می خواهد ببرد. جایش خوب است...

برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد

 

از یادداشت های حامد :

*برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد

 هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد*

دکتر شریعتی

 

http://nabhani.blogfa.com/

مردی پیش رسول الله امد و گفت:

دیشب شب خیلی سختی بر من گذشت

رسول الله فرمودند: الحمدلله

 مرد با تعجب حرفش را تکرار کرد و باز از پیامبر همان پاسخ را شنید و این برای سومین بار تکرار شد .

مرد پرسید :یا رسول الله من از شب سختی میگویم م که بر من گذشته و شما میگویید الحمدلله؟

پیامبر جواب دادند:

مگر نمیگویی گذشت ؟

بنابراین  الحمدلله که با همه سختیش  گذشت

سخنان بزرگان درباره ی قران واینکه  نهایتا به وجود خدا اقرار کرده اند :

 

لیدر ها و دانشمندان مکتب مادی که در نهایت به وجود خدا اقرار کرده اند :

1)داروین:

صاحب فرضیه مشهور تبدل انواع ((شارلزروبرت داروین ))یا کسیکه الحادیگریهای بعضی از مادیون از نظریه او گرفته شده و موسس مکتب پر هیاهوی داروینسیم است بنا به نقل جان کلوورمونسا نویسنده معروف امریکایی عاقبت در برابر فشار نیروها و احساسات فطری و شعور باطنی زانو زده ودر اواخر عمرش نسبت به فلسفه خود بد بین و به نیروی ازلی و ابدی الهی معترف شده و بگفته بخنر دانشمند المانی در کتاب اصل الانواع ضمن نامه هایی که بدوستان خود مینوشت از انجمله چنین اعتراف کرده که : محال است عقل رشید بادیدن این نظام و هم اهنگی شگفت جهان بگوید دنیا مبدا متعال و افریدگارمدبری ندارد .

2)شاگرد بدنبال استاد :

فیلسوف المانی رئینگ که نخست از پیروان جدی داروین و مخالف خدا پرستان بوده بر اثر فشار مداوم همین احساس مقدس درونی یعنی فطرت و وجدانش عاقبت به تالیف کتابی به نام دنیا مخلوقست دست زده وبا یقین وخضوع تمام اعتراف کرده که جهانرا افریدگار و خداییست .

3)رومین :

فیلسوف دیگری بنام رومین انگلیسی که از معتقدین سر سخت مبانی ماتریالیسم بود ه عاقبت همان نیروی مرموز باطنی یعنی فطرت او را واداشت تا بگوید : تمام مبانی علمی و فلسفی من در باب پدیدار شدن جهان از ماده بلا شعور باطل است ووجود جهان نیز بدون صانع متعال وحکیم مقتدر که احساس درونم بتحقق او گواه و حکمتهای افرینش اورا تصدیق میکند محال است و افریدگار جهان حق است .

4)فارادی هم زانو میزند :

میکاییل فارادی انگلیسی که یک فیلسوف علوم طبیعی و فیزیک و شیمی است و جهان را جز موج و ترکیبهای اتفاقی ازمواد چیزی نمیدید در یکی از روزها ی سال 1867 مسیحی که در بستر بیماری افتاده بود در پاسخ به یکی از دوستانش که از او پرسیده بود فارادی به چه تحقیق و نظریه ای میاندیشی ؟ چنین جواب داد که :

خدا را شکر میکنم که به هیچ نظریه ای فکر نمیکنم من به پیشگاه خداوند پیشانی مسکنت میسایم و زانوی اعتراف به زمین میزنم تنها به او که فطرت من و احساس و شعور باطنم وهمه نظامات علوم وجود اورا شهادت میدهند میاندیشم من خدای خود را میشناسم واطمینان دارم که تقصیرات مرا بانکسار و عجزو توبه ام خواهد بخشید.

وهزاران نمونه دیگر که خود دلیلی بر فطرت خدا جوی انسان است

نیک میدانیم که در بین علما علوم مادی فیزیک دانان و تجربی خوانا از خدا شناس ترین افراد بوده اند

ادرس میدم خودتون رجوع کنید و ببینید که چه خبره خیلی هاشون چه اقرار هایی که نکردن :

تفسیر طنطاوی جزء دو صفحخ 48 و 161

قلب سلیم استاد دستغیب رحمه الله صفحه 167

 

دکتر هانرى کُربن، اسلام شناس معروف فرانسوى، سخن جالبى درباره قرآن دارد. وى مى‏گوید: اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمى‏کرد که بشر را به علم و تعقل و تفکر دعوت کند. هیچ اندیشه‏اى به اندازه قرآن محمّد(ص) انسان را به دانش فرا نخوانده است تاآن جا که نزدیک به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فکر سخن رفته است.

 ارنست رنان، فیلسوف معروف فرانسوى مى‏گوید: در کتابخانه من هزاران جلد کتاب سیاسى ،اجتماعى، ادبى و… وجود دارد که هر کدام را بیش از یک بار نخوانده‏ام؛ اما یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته مى‏شوم و مى‏خواهم درهایى از معانى و کمال به رویم باز شود، آن را مطالعه مى‏کنم. این کتاب، قرآن - کتاب آسمانى مسلمانان - است.

آلبرت انیشتاین که نیازى به معرفى ندارد، مى‏گوید: قرآن کتاب جبر یا هندسه نیست؛ مجموعه‏اى از قوانین است که بشر را به راه صحیح، راهى که بزرگ‏ترین فلاسفه و دانشمندان دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت مى‏کند.

 لئوتولستوى، نویسنده معروف روسى مى‏گوید: هر کس که بخواهد سادگى و بى پیرایگى اسلام را دریابد، باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد. در قرآن قوانین و تعلیمات حقیقى و احکام آسان و ساده براى عموم بیان شده است. آیات قرآن به خوبى بر مقام عالى اسلام و پاکى روح آورنده‏اش گواهى مى‏دهد.
ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه مى‏گوید: امیدوارم آن زمان دور نباشد که من بتوانم همه دانشمندان جهان را با یکدیگر متحد کنم تا نظامى یکنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجید که اصالت و حقیقت دارد و مى‏تواند مردم را به سعادت برساند، ترسیم کنم. قرآن به تنهایى عهده دار سعادت بشر است.