نظریه لامارتین مورخ مشهور درباره محمد صلی الله علیه

نظریه لامارتین در باره پیامبر ص

لامارتین مورخ مشهور می گوید:
« اگر بزرگی هدف، کم بودن ابزار و رسیدن به نتایج شگفت انگیز، سه محور سنجش هوش بشری باشد، چه کسی ادعای مقایسه بزرگ مردان تاریخ کنونی را با «محمد» دارد؟ نام آورترین مردمان فقط ارتش، قوانین و فرمانروایی ها را ایجاد کرده اند. اگر نگوییم آنچه بنیاد نهاده اند، چیزی نیست، باید گفت: چیزی بیشتر از قدرت مادی که غالباً در چشم به هم زدنی فرو می پاشد، ایجاد نکرده اند.
این مرد نه فقط ارتش ها، قوانین، فرمانروایی، مردمان و سلسله ها، بلکه میلیون ها نفر؛ یعنی یک سوم از ساکنان این جهان و حتی بیشتر از آن را حرکت داد. او پرستشگاه ها، خدایان، ادیان، عقاید، اندیشه ها و نفوس را متحوّل کرد. صبر او در پیروزی، بلند همتی او که تماماً در جهت یک عقیده بود، نه نوعی تلاش برای فرمانروایی، نمازهای بی نهایت او، زمزمه های سرّی او با خدا، مرگ او و پیروزی او بعد از مرگ، نشانه ایمانی راسخ است. محمد یک معلم مذهبی، یک مصلح اجتماعی، یک رهبر اخلاقی معنوی، تجسم بزرگ اجرایی کردن امور، دوستی با وفا، همنشینی زیبا، شوهری علاقه مند و پدری با محبت بود. همه را با هم داشت. مرد دیگری در تاریخ نیست که در هر کدام از این جنبه های مختلف زندگی، بر او برتری یابد یا با او برابری کند. فقط آن شخصیت نوع دوست بود که چنین کمالات باورنکردنی را در خود جمع کرده بود

وحی قرآنی را خواب‌نامه و پیامبر(ص) را راوی رؤیای رسولانه خواندن  و پاسخ خسروپناه به  «عبدالکریم سروش

سروش در بحث‌های کلام اسلامی به شدت از الهیات پروتستان متأثر شده و با دیدگاه‌های مسیحیت مدرن به شرح و تفسیر مباحث کلامی پرداخته است. وی از طرف دیگر، آگاهی اجمالی از عرفان نظری اسلامی و آگاهی تفصیلی از عرفان ادبی به ویژه عرفان مثنوی دارد و سعی می‌کند با ترکیبی از فهم او از عرفان اسلامی و الهیات پروتستان، به تفسیر نوینی از مسایل کلام اسلامی دست یابد؛ در حالی که هم پارادایم کلام اسلامی با عرفان اسلامی متفاوت است و هم از پارادایم الهیات پروتستان، و نیز فاصله زیادی با کلام اسلامی دارد و جمع این سه پارادایم یا به تعبیر دیگر، تحمیل پارادایم الهیات پروتستان- البته با قرائت سروش- بر عرفان اسلامی- باز به قرائت سروش- و سپس تحمیل آن محصول بر کلام اسلامی، به تعبیر شریعتی، نوعی شتر گاو پلنگ .... 
ادامه نوشته

احادیثی از پیغمبر اسلام رسول اکرم حضرت محمد ص / چهل حديث نوراني از رسول رحمت

چهل حديث نوراني از رسول رحمت
پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: در سه چيز براى امّت خود احساس خطر مى‌كنم: گمراهى، بعد از آن كه هدايت و معرفت پيدا كردند، لغزش‌هاى به وجود آمده از فتنه‌ها و آرزوهاى نفسانى و شهوت‌پرستى.

به گزارش خبرگزاري فارس، احاديث بسياري از حضرت ختمي مرتبت به يادگار مانده كه 40 حديث از ايشان به شرح زير است:

1ـ لا تُضَيعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ أنْ يدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ.
(وسائل الشّيعه: ج 4، ص 30، ح 4431)
نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بى‌اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند، همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل كند.

2ـ مَنْ مَشى إلى مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَه خَطاها حَتّى يرْجِعَ إلى مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحى عَنْهُ عَشْرُ سَيئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.
(عقاب الأعمال: ص 343، س 14، وسائل الشّيعه: ج 5، ص 201، ح 6328)
هر كس قدمى به سوى يكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم ثواب ده حسنه است تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش‌هايش پاك مى‌شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مى‌يابد.

3ـ بَينَما رَسُولُ اللّهِ (ص) جالِسٌ فِى الْمَسْجِدِ، إذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ يصَلّى، فَلَمْ يتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هكَذا صَلوتُهُ لَيمُوتُنَّ عَلى غَيرِ ديني.
(وسائل الشّيعه: ج 4، ص 31، ح 4434)
رسول خدا (ص) در مسجد نشسته بود كه شخصى وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و ركوع و سجودش را كامل انجام نمى‌داد و عجله و شتاب مى‌كرد. حضرت فرمود: كار اين شخص همانند كلاغى است كه منقار بر زمين مى‌زند، اگر با اين حالت از دنيا برود بر دين من نمرده است.

4ـ قالَ (ص) لِعَلىّ(ع): أنَا رَسُولُ اللّهِ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ، وَ أنْتَ وَجْهُ اللّهِ وَ الْمُؤْتَمُّ بِهِ، فَلا نَظير لى إلاّ أنْتَ، وَ لا مِثْلَ لَكَ إلاّ أنَا.
(تأويل الآيات الظاهره: ص 549، س 5 و تفسير البرهان: ج 4، ص 184، س 26)
رسول خدا (ص) به امام على (ع) فرمود: من رسول خدا هستم، كه از طرف او تبليغ و هدايت مي‌كنم. و تو وجه اللّه هستي، كه امام و مقتداى (بندگان خدا) خواهى بود، پس نظيرى براى من وجود ندارد مگر تو و همانند تو نيست، مگر من.

5ـ قالَ (ص): يا أباذَر، اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّهُ الْكافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فيها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزينٌ، وَ كَيفَ لايحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.
(أمالى طوسى: ج 2، ص 142، بحارالأنوار: ج 74، ص 80، ح 3)
فرمود: اى ابوذر، دنيا زندان مؤمن و بهشت كافران است، مؤمن هميشه محزون و غمگين است، چرا چنين نباشد و حال آن كه خداوند به او ـ در مقابل گناهان و خطاهايش ـ وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است.

6ـ وَ قالَ (ص): يا عَلىّ! اِفْتَحْ طَعامَكَ بِالْمِلْحِ، فَإنَّ فيهِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعينَ داء، مِنْها: الْجُنُونُ وَ الْجُذامُ وَ الْبَرَصُ وَ وَجَعُ الْحَلْقِ وَ الاْضْراسِ وَ وَجَعُ الْبَطْنِ.
(محاسن برقى: ص 593، ح 110، بحار: ج 63، ص 398، ح 20)
رسول خدا (ص) به امام علىّ (ع) فرمود: غذاى خود را با (تناول كردن كمى) نمك شروع نما، همانا كه در آن درمان و شفاء هفتاد نوع بلا و آفت خواهد بود، كه ديوانگى، پيسى، جُذام، درد و ناراحتى‌هاى حلق، دندان ها و شكم و معده از آنها است.

7ـ شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذلِكَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيا غَيرِهِ.
(من لا يحضره الفقيه: ج 4، ص 353، ح 5762 چاپ جامعه مدرّسين)
بدترين افراد كسى است كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او آن كسى خواهد بود كه آخرت خود را براى دنياى ديگرى بفروشد.

8ـ ثَلاثَهٌ أخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى: ألضَّلالَهُ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَهُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.
(أمالى طوسى: ج 1، ص 158، بحارالأنوار: ج 10، ص 368، ح 15)
در سه چيز براى امّت خود احساس خطر مى‌كنم: گمراهى، بعد از آن كه هدايت و معرفت پيدا كرده باشند. گمراهى‌ها و لغزش‌هاى به وجود آمده از فتنه‌ها. مشتهيات شكم، و آرزوهاى نفسانى و شهوت‌پرستى.

9ـ ثَلاثَهٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إلى الاخِرَهِ: عُقُوقُ الْوالِدَينِ، وَ الْبَغْي عَلَى النّاسِ، وَ كُفْرُ الاْحْسانِ.
(أمالى طوسى: ج 1، ص 13، بحارالأنوار: ج 70، ص 373، ح 7)
عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس است و به قيامت كشانده نمى‌شود: ايجاد ناراحتى براى پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسى در مقابل كارهاى نيك ديگران.

10ـ إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.
(أمالى طوسى: ج 1، ص 87، بحارالأنوار: ج 90، ص 291، ح 11)
عاجز و ناتوان‌ترين افراد كسى است كه از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخيل‌ترين اشخاص كسى خواهد بود كه از سلام كردن خوددارى كند.

11ـ إذا تَلاقَيتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْليمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بِإلاسْتِغْفارِ.
(أمالى طوسى: ج 1، ص 219، بحارالأنوار: ج 73، ص 4، ح 13)
هنگام برخورد و ملاقات با يكديگر، سلام و مصافحه نمائيد و موقع جدا شدن، براى همديگر طلب آمرزش كنيد.

12ـ بَكِرُّوا بِالصَّدَّقَهِ، فَإنَّ الْبَلاءَ لا يتَخَطاّها.
(أمالى طوسى: ج 1، ص 157، بحارالانوار: ج 93، ص 177، ح 8)
صبحگاهان حركت و كار خود را با دادن صدقه شروع كنيد، چون بلاها و آفت‌ها را بر طرف مى‌كند.

13ـ يؤْتَى الرَّجُلُ في قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِي مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِي مِنْ قِبَلِ يدَيهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَهُ، وَ إذا اُتِي مِنْ قِبَلِ رِجْلَيهِ دَفَعَهُ مَشْيهُ إلىَ الْمَسْجِدِ.
(مسكّن الفؤاد شهيد ثانى: ص 50، س 1)
هنگامى كه بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود، تلاوت قرآن‌اش مانع عذاب مى‌شود و چنانچه از مقابل وارد شود، صدقه و كارهاى نيك مانع آن است. و چنانچه از پائين پا بخواهد وارد شود، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد شد.

14ـ عَلَيكُمْ بِمَكارِمِ الاْخْلاقِ، فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَني بِها، وَ إنَّ مِنْ مَكارِمِ الاْخْلاقِ: أنْ يعْفُوَالرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ يعْطِي مَنْ حَرَمَهُ، وَ يصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ أنْ يعُودَ مَنْ لايعُودُهُ.
(أمالى طوسى: ج 2، ص 92، بحارالأنوار: ج 66، ص 375، ح 24)
بر شما باد رعايت مكارم اخلاق، كه خداوند مرا بر آن‌ها مبعوث كرد، و ـ بعضى از ـ آن‌ها عبارتند از: كسى كه بر تو ظلم كند ـ به جهت غرض شخصى ـ او را ببخش، كسى كه تو را نسبت به چيزى محروم كند، كمكش نما، با شخصى كه با تو قطع دوستى كند رابطه دوستى داشته باش، شخصى كه به ديدار تو نيايد به ديدارش برو.

15ـ مَنْ وَجَدَ كَسْرَهً اَوْ تَمْرَهً فَأكَلَهَا لَمْ يفارِقْ جَوْفَهُ حَتّى يغْفِرَاللّهُ لَهُ.
(أمالى صدوق: ص 246، ح 14، بحارالأنوار: ج 63، ص 430، ح 12)
هر كس تكّه‌اى نان يا دانه‌اى خرما در جائى ببيند، و آن را بردارد و ميل كند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار مى‌گيرد.

16ـ ما تَواضَعَ أحَدٌ إلاّ رَفَعَهُ اللّهُ.
(أمالى طوسى: ج 1، ص 56، بحارالأنوار: ج 72، ص 120، ح 7)
كسى اظهار تواضع و فروتنى نكرده، مگر آن كه خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشيده است.

17ـ مَنْ أنْظَرَ مُعْسِراً، كانَ لَهُ بِكُلِّ يوْم صَدَقَهٌ.
(أعيان الشّيعه: ج 1، ص 305، بحارالأنوار: ج 100، ص 151، ح 17)
هر كس بدهكار ناتوانى را مهلت دهد، براى هر روزش ثواب صدقه در راه خدا منظور مي‌شود.

18ـ ما مِنْ هُدْهُد إلاّ وَ في جِناحِهِ مَكْتُوبٌ بِالِسّرْيانيهِ «آلُ مُحَمَّد خَيرُ الْبَريهِ».
(أمالى طوسى: ج 1، ص 360، بحارالأنوار: ج 27، ص 261، ح 2)
هيچ پرنده‌اى به نام هدهد وجود ندارد مگر آن كه روى بال‌هايش به لغت سريانى نوشته شده است: آل محمّد (ص) بهترين مخلوق روى زمين هستند.

19ـ يأتي عَلىَ النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلى دينِهِ كَالْقابِضِ عَلىَ الْجَمَرِ.
(أمالى طوسى: ج 2، ص 92، بحارالأنوار: ج 28، ص 47، ح 9)
زمانى بر مردم خواهد آمد كه صبر كردن در برابر مسائل دين ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.

20ـ سَيأتي زَمانٌ عَلى اُمتَّي يفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ كَما يفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إبْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَهِ أشْياء: الاْوَّلُ: يرَفَعُ الْبَرَكَهَ مِنْ أمْوالِهِمْ، وَ الثّاني: سَلَّط اللّهُ عَلَيهِمْ سُلْطاناً جائِراً، وَ الثّالِثُ: يخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيا بِلا إيمان.
(مستدرك الوسائل: ج 11، ص 376، ح 13301)
زمانى بر امّت من خواهد آمد كه مردم از علماء گريزان شوند، همان طورى كه گوسفند از گرگ گريزان است، خداوند چنين جامعه‌اى را به سه نوع عذاب مبتلا مى‌گرداند: 1 ـ بركت و رحمت خود را از اموال ايشان برمى‌دارد. 2 ـ حكمفرمائى ظالم و بى مروّت را بر آن ها مسلّط مى‌گرداند. 3 ـ هنگام مرگ و جان دادن، بى‌ايمان از اين دنيا خواهند رفت.

21ـ اَلْعالِمُ بَينَ الْجُهّالِ كَالْحَىّ بَينَ الاْمْواتِ، وَ إنَّ طالِبَ الْعِلْمِ يسْتَغْفِرُلَهُ كُلُّ شَيء حَتّى حيتانِ الْبَحْرِ، وَ هَوامُّهُ، وَ سُباعُ الْبَرِّ وَ أنْعامُهُ، فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ، فَإنّهُ السَّبَبُ بَينَكُمْ وَ بَينَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ إنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَريضَهٌ عَلى كُلِ مُسْلِم.
(بحارالأنوار: ج 1، ص 172، ح 25)
دانشمندى كه بين گروهى نادان قرار گيرد همانند انسان زنده‌اى است بين مردگان، و كسى كه در حال تحصيل علم باشد تمام موجودات برايش طلب مغفرت و آمرزش مى‌كنند، پس علم را فراگيريد چون علم وسيله قرب و نزديكى شما به خداوند است، و فراگيرى علم، بر هر فرد مسلمانى فريضه است.

22ـ مَنْ زارَ عالِماً فَكَأنَّما زارَني، وَ مَنْ صافَحَ عالِماً فَكأنَّما صافَحَني، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَكَأنَّما جالَسَني، وَ مَنْ جالَسَني فِى الدُّنْيا أجْلَسْتُهُ مَعى يوْمَ الْقِيامَهِ.
(مستدرك الوسائل: ج 17، ص 300، ح 21406)
هر كس به ديدار و زيارت عالم و دانشمندى برود مثل آن است كه مرا زيارت كرده، هر كه با دانشمندى دست دهد و مصافحه كند مثل آن كه با من مصافحه نموده، هر شخصى همنشين دانشمندى گردد، مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنيا با من همنشين شود، در آخرت همنشين من خواهد گشت.

23ـ مَنْ تَزَوَّجَ إمْرَأهً لِمالِها وَ كَلَهُ اللّهُ إلَيهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَأى فيها ما يكَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدينِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِكَ.
(تهذيب الأحكام: ج 7، ص 399، ح 5)
فرمود: هر كس زنى را به جهت ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان واگذار مى نمايد، و هر كه با زنى به جهت زيبائى و جمالش ازدواج كند خوشى نخواهد ديد، و كسى كه با زنى به جهت دين و ايمانش تزويج نمايد خداوند خواسته‌هاى او را تأمين مى‌گرداند.

24ـ مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفا قَلْبُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَسا قَلْبُهُ.
(تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 548، بحارالأنوار: ج 59، ص 268، ح 53)
هر كه خوراكش كم‌تر باشد، بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود و هر كس خوراكش زياد باشد، امراض جسمى بدنش و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.

25ـ لا تُشْبِعُوا، فَيطْفأ نُورُ الْمَعْرِفَهِ مِنْ قُلُوبِكُمْ.
(مستدرك الوسائل: ج 16، ص 218، ح 19646)
شكم خود را از خوراك سير و پر مگردانيد، چون كه سبب خاموشى نور عرفان و معرفت ـ در افكار و ـ قلب‌هايتان مى‌شود.

26ـ مَنْ تَوَلّى عَمَلا وَ هُوَيعْلَمُ أنَّهُ لَيسَ لَهُ بِأهْل، فَلْيتُبَّوَءُ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ.
(تاريخ إلاسلام: ج 101ـ120، ص 285)
هر كه رياست و مسئوليتى را بپذيرد و بداند كه اهليت آن را ندارد ـ در قبر و قيامت ـ جايگاه او پر از آتش خواهد شد.

27ـ إنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَيبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعيفِ الَّذي لادينَ لَهُ، فَقيلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعيفُ الَّذي لا دينَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّي لا ينْهى عَنِ الْمُنْكَرِ.
(وسائل الشّيعه: ج 16، ص 122، ح 21139)
همانا خداوند مؤمنى را كه ضعيف و بى‌دين است، دشمن مي‌داند. سئوال شد: مؤمن ضعيف و بى‌دين كيست؟ پاسخ داد: كسى كه نهى از منكر و جلوگيرى از كارهاى زشت نمى‌كند.

28ـ صَدَقَهُ السِّرِّ تُطْفِىءُ الْخَطيئَهَ، كَما تُطْفِىءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سَبْعينَ باباً مِنَ الْبَلاءِ.
(مستدرك الوسائل: ج 7، ص 184، ح 7984)
صدقه‌اى كه محرمانه و پنهانى داده شود، سبب پاكى گناهان است، همان طورى كه آب، آتش را خاموش مى‌كند، همچنين صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف مى‌نمايد.

29ـ عَجِبْتُ لِمَنْ يحْتَمى مِنَ الطَّعامِ مَخافَهَ الدّاءِ، كَيفَ لايحْتمى مِنَ الذُّنُوبِ، مَخافَهَ النّارِ.
(بحارالأنوار: ج 70، ص 347، ح 34)
عجّب دارم از كسانى كه نسبت به خورد و خوراك خود اهميت مى‌دهند، تا مبادا مريض شوند وليكن اهميتى نسبت به گناهان نمى‌دهند و باكى از آتش‌سوزان جهنّم ندارند.

30 ـ حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ ينْبِتُ النِّفاقَ فِى الْقَلْبِ، كَما ينْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ.
(تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 264)
علاقه نسبت به رياست و ثروت، سبب روئيدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طورى كه آب و باران سبب روئيدن سبزيجات است.

31ـ مَنْ اَصابَ مِنْ إمْرَأه نَظْرَهً حَراماً، مَلاَاللّهُ عَينَيهِ ناراً.
(مستدرك الوسائل: ج 14، ص 270، ح 16685)
هركس نگاه حرامى به زن نامحرمى بيفكند، خداوند چشم‌هاى او را پر از آتش مى‌كند.

32ـ حَسِّنُوا أخْلاقَكُمْ، وَ ألْطِفُوا جيرانَكُمْ، وَ أكْرِمُوا نِسائَكُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّهَ بِغَيرِ حِساب.
(أعيان الشّيعه: ج 1، ص 301)
رفتار و اخلاق خود را نيكو سازيد، نسبت به همسايگان با ملاطفت و محبّت برخورد كنيد، زنان و همسران خود را گرامى داريد تا بدون حساب وارد بهشت شويد.

33ـ اَلْمَرْءُ عَلى دينِ خَليلِهِ، فَلْينْظُر أحَدُكُمْ مَنْ يخالِطُ.
(أمالى طوسى: ج 2، ص 132، بحارالأنوار: ج 71، ص 192، ح 12)
انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش مى‌يابد و شناخته مى‌شود، پس متوجّه باشيد با چه كسى دوست و همنشين هستيد.

34ـ اَلصَّدقَهُ بِعَشْر، وَ الْقَرْضُ بِثَمانِيهَ عَشَرَ، وَ صِلَهُ الرَّحِمِ بِأرْبَعَهَ وَ عِشْرينَ.
(مستدرك الوسائل: ج 7، ص 194، ح 8010)
پاداش و ثواب دادنِ صدقه 10 برابر درجه، و دادن قرض‌الحسنه 18 درجه، و انجام صله رحم 24درجه افزايش خواهد داشت.

35ـ لا يمْرُضُ مُؤْمِنٌ وَ لا مُؤْمِنَهٌ إلاّ حَطّ اللّهُ بِهِ خَطاياهُ.
(جامع الأحاديث: ج 3، ص 89، ح 35، مستدرك الوسائل: ج 2، ص 66، ح 1422)
هيچ مؤمن و مؤمنه‌اى مريض نمى‌شد مگر آن كه خطاها و لغزش‌هايش پاك و بخشوده مى‌شود.

36ـ مَنْ وَقَّرَ ذا شَيبَه فِى الاْسْلامِ أمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ يوْمِ الْقِيامَهِ.
(كافى: ج 2، ص 658، ح 3، بحارالأنوار: ج 7، ص 302، ح 53)
هر كس بزرگ‌سال مسلمانى را گرامى دارد و احترام كند، خداوند او را در قيامت از سختى‌ها و مشكلات در أمان مى‌دارد.

37ـ كُلُّ عَين باكِيهٌ يوْمَ الْقِيامَهِ إلاّ ثَلاثَ أعْين: عَينٌ بَكَتْ مِنْ خَشْيهِ اللّهِ ، وَ عَينٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَينٌ باتَتْ ساهِرَهً فى سَبيلِ اللّهِ.
(ثواب الأعمال: ص 211، ح 1، بحارالأنوار: ج 46، ص 100، ح 88)
تمامى چشم‌ها در روز قيامت گريانند، مگر سه دسته: 1 ـ آن چشمى كه به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گريه كرده باشد. 2 ـ چشمى كه از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نكرده باشد. 3 ـ چشمى كه شب‌ها در عبادت و بندگى خداوند متعال بيدار بوده باشد.

38ـ سادَهُ النّاسِ فِى الدُّنْيا الأسْخِياء، سادَهُ النّاسِ فِى الاخِرَهِ الاْتْقِياء.
(أعيان الشّيعه: ج 1، ص 302، بحارالأنوار: ج 68، ص 350، ح 1)
سرور و سيد مردم در دنيا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سيد و سرور انسان‌ها در قيامت پرهيزكاران هستند.

39ـ وَ عَظَني جِبْرئيلُ: يا مُحَمَّدُ ، أحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإنَّكَ مُفارِقُهُ، وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإنَّكَ مُلاقيهِ.
(أمالى طوسى : ج 2، ص 203، بحارالأنوار: ج 68، ص 188، ح 54)
جبرئيل مرا موعظه و نصحيت كرد: با هر كس كه خواهى دوست باش، بالأخره بين تو و او جدائى خواهد افتاد. هر چه خواهى انجام ده، ولى بدان نتيجه و پاداش آن‌را خواهى گرفت.

40ـ اَوْصانى رَبّى بِتِسْع: اَوْصانى بِالاْخْلاصِ فِى السِّرِّ وَ الْعَلانِيهِ، وَ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِى الْفَقْرِ وَ الْغِنى، وَ اَنْ أعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنى، وَ أعطِي مَنْ حَرَمَنى، وَ أصِلَ مَنْ قَطَعَنى، وَ اَنْ يكُونَ صُمْتى فِكْراً، وَ مَنْطِقى ذِكْراً، وَ نَظَرى عِبْراً.
(أعيان الشّيعه، ج 1، ص 300، بحارالأنوار: ج 74، ص 139، ضمن ح 1)
پروردگار متعال، مرا به 9 چيز سفارش نمود: اخلاص در آشكار و پنهان، دادگرى در خشنودى و خشم، ميانه‌روى در نياز و توانمندى، بخشيدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است، كمك به كسى كه مرا محروم گردانده، ديدار خويشاوندانى كه با من قطع رابطه كرده‌اند، و اين كه خاموشي انديشه و سخنم، و يادآورى خداوند را، و نگاهم عبرت و پند باشد.

منبع: سايت مرجع فقيد آيت‌الله محمدتقي بهجت (ره) با اندكي تغيير

متن و ترجمه خطبه غدیریه

متن خطبه غدیر

1.اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى عَلا فى تَوَحُّدِهِ وَدَنا فى تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فى سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فى اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عِلْماً وَ هُوَ فى مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ).

2.بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِى الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُالْأَرَضينَ وَالسّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلى جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ. كَريمٌ حَليمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ.

3.لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلايُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَيْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَيْهِ الْخَفِيّاتُ.

4.لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ، والغَلَبَةُ على كُلِّ شَى‏ءٍ والقُوَّةُ فى كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلى‏ كُلِّ شَئٍ وَلَيْسَ مِثْلَهُ شَىْ‏ءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّىْ‏ءِ حينَ لاشَىْ‏ءَ دائمٌ حَىٌّ وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُالْحَكيمُ.

5. جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطيفُ الْخَبيرُ. لايَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَلايَجِدُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَمِنْ سِرٍّ وَ عَلانِيَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلى‏ نَفْسِهِ.

6.وَأَشْهَدُ أَنَّهُ اَللَّهُ ألَّذى مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذى يَغْشَى الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذى يُنْفِذُ أَمْرَهُوَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ يَشاءُ فَيُمْضي، وَيُريدُ فَيَقْضي، وَيَعْلَمُ فَيُحْصي، وَيُميتُ وَيُحْيي، وَيُفْقِرُ وَيُغْني، وَيُضْحِكُ وَيُبْكي، (وَيُدْني وَ يُقْصي) وَيَمْنَعُ وَ يُعْطى، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَديرٌ.

7.يُولِجُ الَّليْلَ فِى النَّهارِ وَيُولِجُ النَّهارَ فىِ الَّليْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزيزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِى الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذى لايُشْكِلُ عَلَيْهِ شَىْ‏ءٌ، وَ لايُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ وَلايُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّينَ.

8.اَلْعاصِمُ لِلصّالِحينَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحينَ، وَ مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَرَبُّ الْعالَمينَ. الَّذِى اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ يَشْكُرَهُ وَيَحْمَدَهُ (عَلى‏ كُلِّ حالٍ).

9.أَحْمَدُهُ كَثيراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَى السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطيعُ وَأُبادِرُ إِلى‏ كُلِّ مايَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً فى طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ اللَّهُ الَّذى لايُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلايُخافُ جَورُهُ.

10. وَأُقِرُّلَهُ عَلى‏ نَفْسى بِالْعُبُودِيَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَأُؤَدّى ما أَوْحى بِهِ إِلَىَّ حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بى مِنْهُ قارِعَةٌ لايَدْفَعُها عَنّى أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنى أَنِّى إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لى تَبارَكَ وَتَعالَى الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَاللَّهُ الْكافِى الْكَريمُ.

11. فَأَوْحى إِلَىَّ: (بِسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ــ فى عَلِىٍّ يَعْنى فِى الْخِلاَفَةِ لِعَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ ــ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).

12. مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فى تَبْليغِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى إِلَىَّ، وَ أَنَا أُبَيِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآيَةِ: إِنَّ جَبْرئيلَ هَبَطَ إِلَىَّ مِراراً ثَلاثاً يَأْمُرُنى عَنِ السَّلامِ رَبّى - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ فى هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ أَخى وَ وَصِيّى وَ خَليفَتى (عَلى‏ أُمَّتى) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدى، الَّذى مَحَلُّهُ مِنّى مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى‏ إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَاللَّهِ وَ رَسُولِهِ،

13. وَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى‏ عَلَىَّ بِذالِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ (هِىَ): (إِنَّما وَلِيُّكُمُ‏اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُواالَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ و وَيُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)، وَ عَلِىُّ بْنُ أَبى طالِبٍ الَّذى أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى‏الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ يُريدُاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فى كُلِّ حالٍ.

14. وَسَأَلْتُ جَبْرَئيلَ أَنْ يَسْتَعْفِىَ لِىَ (السَّلامَ) عَنْ تَبْليغِ ذالِكَ إِليْكُمْ - أَيُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمى بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَإِدغالِ اللّائمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالْإِسْلامِ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ‏اللَّهُ فى كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَيْسَ فى قُلوبِهِمْ، وَيَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَاللَّهِ عَظيمٌ.

15. وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لى غَيْرَ مَرَّةٍ حَتّى‏ سَمَّونى أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّى كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِيّاىَ وَ إِقْبالى عَلَيْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّى) حَتّى‏ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذونَ النَّبِىَّ وَ يَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ ـ (عَلَى‏الَّذينَ يَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) ـ خَيْرٍ لَكُمْ، يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ) الآيَةُ. وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّىَ الْقائلينَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّيْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّى وَاللَّهِ فى أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ.

16. وَكُلُّ ذالِكَ لايَرْضَى اللَّهُ مِنّى إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَىَّ (فى حَقِّ عَلِىٍّ)، ثُمَّ تلا: (يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - فى حَقِّ عَلِىٍّ - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).

ترجمه خطبه غدیریه

۱.ستايش خداى راسزاست كه در يگانگى‏اش بلند مرتبه و در تنهايى‏اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش‏اش بزرگ است. ب‏آن‏كه مكان گيرد و جابه ‏جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامى آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پايانى نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.

2.اوست آفريننده آسمان‏ها و گستراننده زمين‏ها و حكمران آن‏ها. دور و منزه از خصايص آفريده‏هاست و در منزه‏بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونى‏بخش آفريده‏ها و نعمت ده ايجاد شده‏هاست. به يك نيم نگاه ديده‏ها را ببيند و ديده‏ها هرگز او را نبينند. كريم و بردبار و شكيباست. رحمت‏اش جهان‏شمول است و عطايش منّت‏گذار.

3.در انتقام بى‏شتاب و در كيفر سزاواران عذاب صبور و شكيباست؛ بر نهان‏ها آگاه و بر درون‏ها دانا، پوشيده‏ها بر او آشكار و پنهان‏ها بر او روشن است.

4.اوراست فراگيرى و چيرگى بر هر هستى. نيروى آفريدگان از او و توانايى بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندى نيست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشَى‏ء، جاودانه و زنده و عدل‏گستر؛ جز او خداوندى نباشد و اوست ارجمند و حكيم.

5.ديده‏ها را بر او راهى نيست و اوست دريابنده ديده‏ها. بر پنهانى‏ها آگاه و بر كارها داناست. كسى از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشكار دست نيابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.

6.گواهى مى‏دهم كه او «اللّه» است؛ همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بى‏مشاور، فرمانش را اجرا، بى‏شريك تقديرش را امضا و بى‏ياور سامان‏دهى فرمايد. صورت آفرينش او را الگويى نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چاره‏جويى، هستى بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است. پس اوست «اللّه» كه معبودى به جز او نيست؛ همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگرى است كه ستم روا نمى‏دارد و كريمى كه كارهابه او بازمى‏گردد. و گواهى مى‏دهم كه او «اللّه» است كه آفريدگان در برابر بزرگى‏اش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانايى‏اش تسليم و به هيبت و بزرگى‏اش فروتن‏اند. پادشاه هستى‏ها و چرخاننده سپهرها و رام‏كننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پرده‏ى شب را به روز و پرده‏ى روز را - كه شتابان در پى شب است به شب پيچد. اوست شكننده‏ى هر ستمگر سركش و نابودكننده‏ى هر شيطان رانده‏شده. نه او را ناسازى باشد و نه برايش انباز و مانندى. يكتا و بى‏نياز، نه زاده و نه زاييده‏شده، او را همتايى نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بى‏نياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. اوراست پادشاهى و ستايش. به دست تواناى اوست تمام نيكى. و هموست بر هر چيز توانا.

7.شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودى جز او نيست؛ گران‏مايه و آمرزنده؛ اجابت‏كننده‏ى دعا و افزاينده‏ى عطا، بر شمارنده‏ى نَفَس‏ها؛ پروردگار پرى و انسان. چيزى بر او مشكل ننمايد، فريادِ فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد.

8.نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.

9.او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مى‏گويم برشادى و رنج و بر آسايش و سختى و به او و فرشتگان و نبشته‏ها و فرستاده‏هايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مى‏گذارم و اطاعت مى‏كنم و به سوى خشنودى او مى‏شتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبرى او شايق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايى است كه كسى از مكرش در امان نبوده و از بى‏عدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمى نيست).

10. و اكنون به عبوديت خويش و پروردگارى او گواهى مى‏دهم. و وظيفه خود را در آن چه وحى شده انجام مى‏دهم مباد كه از سوى او عذابى فرود آيد كه كسى ياراى دورساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسيار و دوستى‏اش (با من) خالص باشد - معبودى جز او نيست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن‏چه (درباره‏ى على) نازل كرده به مردم نرسانم، وظيفه‏ى رسالتش را انجام نداده‏ام. و خداوند تبارك و تعالى امنيت از [آزار] مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

11. پس آن‏گاه خداوند چنين وحى‏ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستاده‏ى ما! آن‏چه از سوى پروردگارت درباره‏ى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه‏رسالت خداوندى را به انجام نرسانده‏اى و او تو را از آسيب مردمان نگاه مى‏دارد.»

12. هان مردمان! آن‏چه بر من فرود آمده در تبليغ آن كوتاهى نكرده‏ام و حال برايتان سبب نزول آيه را بيان مى‏كنم: همانا جبرئيل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوى سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرمانى آورد كه در اين مكان به‏پا خيزم و به هر سفيد و سياهى اعلام كنم كه علىّ‏بن ابى‏طالب برادر، وصى و جانشين من در ميان امت و امام پس از من بوده.جايگاه او نسبت به من به‏سان هارون نسبت به موسى است، ليكن پيامبرى پس از من نخواهد بود او (على) صاحب اختيارتان پس از خدا و رسول است.

13. و پروردگارم آيه‏اى بر من نازل فرموده كه: «همانا ولى، صاحب اختيار و سرپرست شما، خدا و پيامبر او و ايمانيانى هستند كه نماز به‏پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏پردازند.» و هر آينه علىّ‏بن ابى‏طالب نماز به‏پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پيوسته خداخواه است.

14. و من از جبرئيل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از اين مأموريت معاف فرمايد. زيرا كمى پرهيزگاران و فزونى منافقان و دسيسه‏ى ملامت‏گران و مكر مسخره‏كنندگان اسلام را مى‏دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مى‏گويند كه در دل‏هايشان نيست و آن را اندك و آسان مى‏شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.»

15. و نيز از آن روى كه منافقان بارها مرا آزار رسانيده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور] ناميده‏اند، به خاطر همراهى افزون على با من و رويكرد من به او و تمايل و پذيرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در اين موضوع آيه‏اى فرو فرستاده: «از آنانند كسانى كه پيامبر خدا را مى‏آزارند و مى‏گويند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آرى سخن شنو است. ـ بر عليه آنان كه گمان مى‏كنند او تنها سخن مى‏شنود ـ ليكن به خير شماست، او (پيامبر صلى ‏الله عليه و آله و سلم) به خدا ايمان دارد و مؤمنان را تصديق مى‏كند و راستگو مى‏انگارد.» و اگر مى‏خواستم نام گويندگان چنين سخنى را بر زبان آورم و يا به آنان اشارت كنم و يا مردمان را به سويشان هدايت كنم [كه آنان را شناسايى كنند] مى‏توانستم، ليكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم.

16. با اين حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر اين‏كه آن چه در حق على فروفرستاده به گوش شما برسانم. سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چنين خواند: «اى پيامبر ما! آن‏چه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده - در حق على - ابلاغ كن وگرنه كار رسالتش را انجام نداده‏اى. و البته خداوند تو را از آسيب مردمان نگاه مى‏دارد.»

 

                                                     متن صوتی خطبه غدیریه

قسمت اول Play Download
قسمت دوم Play Download

 شاید درلینک زیر  با  متن و ترجمه  مناسب تری از خطبه غدیریه مواجه شوید

http://www.missagh.org/ghadir/khotbeh_ghadir.htm

 

«انك لعلى خلق عظيم‏»; سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی.عشق محمد بس است و آل محمد

در طول تاريخ بشري هيچ شخصيتي همچون پيامبر گرامي اسلام (ص) مورد توجه انديشمندان و متفکران نبوده است و درباره  هيچ انساني مانند او کتب به رشته تحرير در نيامده بي شک وجود مبارک او که اشرف انبياء و اشرف مخلوقات است چون نگيني درخشان بر تارک عالم وجود نور افشاني مي کند

او که به عقيده دوست و دشمن معلم بزرگ هدايت و معنويت است با اخلاقي نيکو که قرآن از آن تعبير به خلق عظيم دارد آن چنان سايه مهر و محبتش را بر سر همگان گسترده که نه تنها يارانش شيفته و شيداي اويند که دشمنانش نيز در برابر لطف و رحمت او شرمگين و سر افکنده اند

قرآن شريف او را الگو اسوه تمام آدميان در همه زمان ها و مکان ها مي داند و همگان را به تاسي و پيروي از او فرا مي خواند

نگاهي کوتاه به زندگي حضرت محمد ص

نام : محمد ، احمد ، محمود

مقام : خاتم الانبياء

لقب : مصطفي ، حبيب الله و رسول الله . حضرت محمد داراي 103 لقب است

کينه : ابوالقاسم و ابو ابراهيم . حضرت محمد داراي 9 کينه است

نام پدر : عبدالله

نام مادر: آمنه

تاريخ تولد : 17 ربيع الاول عام الفيل

محل تولد : مکه

ساعت تولد : طلوع فجر

روز تولد : جمعه

تاريخ ازدواج : دهم ربيع الاول

سن داماد : 25

سن عروس : 40

فرزندان پيغمبر : قاسم ، عبدالله ، ابراهيم ، زينب ، ام کلثوم ، رقيه ، فاطمه ، بجز ابراهيم همه فرزندان از خديجه بودند و در مکه به دنيا آمدند

مدت عمر : 63 سال

مدت نبوت : 23 سال

ادامه نوشته

بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله

قطعه​ای از سعدی علیه​الرحمه:

بلغ العلی بکماله
کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله
صلوا علیه و آله


به سبب کمالش به بلندی رسید،
با روی نکوی خود تیرگی​ها را برطرف ساخت،
همه​ی روشهایش نکوست،
بر او و خویشانش درود باد.


His perfection procured exaltation
His beauty dispelled the darkness
All his attributes were good ones
Pray for him, and for his family

رفتار و خلق و خوی پیامبر اکرم ص

خداوند در حق رسول مکرمش محمد بن عبد الله (ص ) مي فرمايد: "انک لعلی خلق عظيم . براستی که بر خلق عظيمی هستي " (سوره قلم آيه 4) بنده ناتوانی چه مي تواند در حق پيامبری که سراپا فضيلت و رحمت و منبع خير و نيکی و بزرگواری است بگويد؟ آنچه مي گويم قطره ای است از دريا. خوی پيامبر (ص ) و رفتار آن بزرگوار و کردار آن حضرت ، سرمشق مسلمين و بلکه نمونه عالی همه انسانها است و در حقيقت تجسم اسلام . پيغمبر (ص ) به همه مسلمانان با چشم برادری و با نهايت مهر و محبت رفتار مي کرد. آن چنان ساده و بی پيرايه لباس مي پوشيد و بر روی زمين مي نشست و در حلقه ياران قرار مي گرفت که اگر ناشناسی وارد مي شد، نمي دانست پيغمبر (ص ) کدام است . در عين سادگي ، به نظافت لباس و بدن خيلی اهميت مي داد. وضوی پيامبر (ص ) هميشه با مسواک کردن دندانها همراه بود. از استعمال عطر دريغ نمي فرمود. هميشه با پير و جوان مؤدب بود. هميشه در سلام کردن پيش دستی مي کرد. تبسم نمکينی  هميشه بر لبانش بود، ولی  از بلند خنديدن پرهيز داشت . به عيادت بيماران و تشيع جنازه مسلمانان زياد مي رفت . مهمان نواز بود. يتيمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار مي داد. دست مهر بر سر يتيمان مي کشيد. از خوابيدن روی بستر نرم پرهيز داشت و مي فرمود: "من در دنيا همچون سواری  هستم که ساعتی زير سايه درختی استراحت کند و سپس کوچ کند". با همه مهر و نرمی که با زيردستان داشت در برابر دشمنان و منافقان بسيار شدت عمل نشان مي داد. در جنگها هرگز هراسی به دل راه نمي داد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزديکتر بود. از دشمنان سرسخت مانند کفار قريش در فتح مکه عفو فرمود و آنها هم مجذوب اخلاق پيامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام روی آوردند. از زر و زيور دنيا دوری مي کرد. اموال عمومی را هرچه زودتر بين مردم تقسيم مي کرد و با آن که فرمانروا و پيامبر خدا بود، هرگز سهمی بيش از ديگران برای خود برنمي داشت . براستی آن وجود مقدس مظهر و نمونه و سرمشق برای همگان بود.

 

 اللهم اجعل صلواتك و صلوات ملائكتك و حملة عرشك و جميع خلقك و سمائك و ارضك و انبيائك و رسلك على محمد و آل محمد

 آمدی در تیرگی ها مثل نور

باده ای در دست از شور و شعور

در کلام قدسی تو مضمر است

یک جهان انجیل و تورات و زبور

در گذرگاه توان سوز  صراط

ذکر نام نیک تو رمز عبور

ادامه نوشته